خبر خوان

آر.اس.اس. - RSS

اتم - Atom

 

پربیننده ترین ها

 
|   
پنج شنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۸ Thursday, 11 Mar 2010
خيانتي كه رنگ خون گرفت چاپ پست الکترونیکی
حوادث - حوادث
یک شنبه, 18 بهمن 1388 20:25
ایران اکونومیست: مرد جوان نيمه‌هاي شب، خسته و بي‌خبر از سفري طولاني به خانه برگشت و آرام كليد را در قفل چرخاند مبادا همسرش بيدار شود. اما وقتي تلاشش بي‌نتيجه ماند به ناچار زنگ خانه را زد اما جوابي نشنيد.

در حالي كه دلشوره به جانش افتاده بود ناگهان صداهاي مشكوكي از داخل خانه شنيد. بنابراين به تصور اين‌كه اتفاق شومي افتاده بلافاصله با پليس 110 تماس گرفت و كمك خواست.
دقايقي بعد مأموران كلانتري 114 با حضور در خانه مورد نظر قفل در را شكسته و وارد شدند. اما به محض ورود همسر صاحبخانه و زن جوان ديگري را با چهره‌اي مضطرب ديدند. سكوت سنگيني فضاي خانه را فرا گرفته بود كه يكباره صداي فرياد يك مرد مأموران را به سوي پنجره اتاق كشاند و آنها ناباورانه با پيكر خونين و بي‌جان مرد جواني روبه‌رو شدند كه هنگام فرار از طبقه سوم، سقوط كرده و جان سپرده بود. با افشاي ماجراي رابطه شيطاني، مرد جواني هم كه داخل خانه مخفي شده بود به دام افتاد. بدين‌ترتيب با حضور محمد شهرياري – بازپرس كشيك ويژه قتل – و تيم جنايي در محل حادثه، تحقيق در اين‌باره آغاز شد. همسر جوان صاحبخانه به بازپرس گفت: من و شوهرم از مدت‌ها قبل اختلاف داشتيم. حدود 3 هفته قبل با پسري به نام منصور – 21 ساله – آشنا شده و در حالي كه خودم را زني مطلقه معرفي كرده بودم چند بار قرار ملاقات گذاشتيم. تا اين‌كه وقتي شوهرم به مسافرت رفت او را به خانه دعوت كردم كه همراه يكي از دوستانش به ديدنم آمد. البته يكي از دوستانم نيز كه با شوهرش اختلاف داشت ميهمانم بود. نيمه شب وقتي شوهرم بي‌خبر از سفر برگشت، سعيد كه بشدت ترسيده بود سعي كرد فرار كند كه ناگهان طناب پاره شد و سقوط كرد. منصور نيز به تيم جنايي گفت: به هيچ عنوان فكر نمي‌كردم اين زن دروغگو مطلقه نيست و گرنه هرگز به رابطه دوستي‌ام ادامه نمي‌دادم. حالا هم بشدت پشيمانم. بازپرس شهرياري پس از شنيدن اظهارات متهمان، هر سه نفر را بازداشت و براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي قرار داد.
 
هزار سایت